فهرست دروغین اعدام های رجوی در دهه 60


مسعود رجوی در مورد اعدام های سال 1367 ابتدا تعداد آن ها را 6400 نفر اعلام کرد، اما به تدریج این آمار را تغییر داد. بنابراین جمهوری اسلامی در مرحله بعدی این تعداد را 12 هزار نفر اعلام کرد و بعداً بین 20 تا 30 هزار نفر از اعضای سازمان را اعدام کرد. او همچنین کتابی برای ثبت تعداد 30000 اعدام منتشر کرد. رجوی سعی کرد از این فهرست در مجامع بین المللی برای طرح پرونده علیه جمهوری اسلامی استفاده کند.

به گزارش ایسنا، مرکز اسناد انقلاب اسلامی به یکی از اعضای دور منافق مسعود خدابنده اشاره کرد: اما بلافاصله پس از آن، چند تن از کسانی که سازمان را ترک کردند ادعا کردند که ادعاهای مربوط به اعدام ها دروغ است.

با توجه به لیستی که اکنون سازمان تشکیل داده است، می توان گفت که بسیاری از اسامی موجود در آن اصلا وجود نداشته اند. برخی از آنها در سالهای گذشته به دلیل جرائمی مانند قتل یا قاچاق مواد مخدر اعدام شده بودند و ارتباطی با سازمان نداشتند. برخی در این لیست بودند که نشان می داد گواهی فوت آنها به طور تصادفی کشته شده است و برخی دیگر که در درگیری مسلحانه این سازمان جان خود را از دست داده اند. این سازمان همچنین تعدادی از افراد کشته شده در عملیاتی به نام فروغ جاویدان (مرصاد) را اضافه کرد.

این فهرست در درجه اول به دلیل حمایت سازمان های اطلاعاتی ضدایرانی از مجاهدین خلق (به ویژه رابطه سیا با سید محمد سید المحدثین در آن زمان) موفقیت آمیز بود. اسناد، شهادت‌های نادرست، و ارقام به نشریات و مراکز معتبر – به عنوان مثال، در کتابخانه کنگره، که اکنون هر چیزی را به نام سند منتشر می‌کند و مستقل باقی می‌ماند – برای استفاده در این راه افشا شد. محافل علیه ایران و مورد دوم، نه اولین و نه آخرین مورد ترور بود.

یادم هست اولین نمونه قتل، اولین سالی بود که مجاهدین به عراق رفتند. حسن جزایری در آن زمان دوست و دانشجوی لندنی بود که بیماری قلبی داشت. او به عراق فرستاده شد تا با عده ای آموزش ببیند (سازمان آن افراد را به عراق می برد و سپس شروع به لیست کردن آنها برای هر یک از اعضای دریافت کننده سرانه صدام می کرد) و بعداً “کافر” به دلیل آفتاب سوختگی و بی احتیاطی روی زمین مانور می داد. او در درمان و تشدید بیماری قلبی . . پس از بیهوش شدن در گرمای طوفان، او را داخل خودرو رها کردند و پس از مانور جسدش پیدا شد. جالب است بدانید که همسر وی لیلا جزایری (نام اصلی وی اعظم ملاحسنی کهنه است که به دلیل جرایم مختلف مجبور به تغییر نام خود شده است) و پسرش (محمد حنیف جزایری) از آن زمان مدعی شده اند که حسن در ایران در سال 2018 اعدام شده است. انتشارات و مقالات .

از این دست موارد زیاد است. به عنوان مثال، سازمان تا قبل از عملیات فروغ جاویدان، بسیاری از کشته شدگان درگیری های مسلحانه را فهرست می کرد و از آنها برای تبلیغات استفاده می کرد. مسعود رجوی این اثر را «بانک خون» نامید و بعداً نام سود بانک خون را به نامی که به فهرست اضافه شد اضافه کرد.

پس از عملیات فروغ جاویدان، سازمان متوجه شد که ایجاد لیست های جعلی برای مجاهدین خلق بسیار مثمر ثمر است – به ویژه در مجامع بین المللی. از آن پس این روند شدت گرفت و این کار سیستماتیک ادامه یافت تا جایی که «کشتن» جایگاهی بزرگتر از «تروریسم» گرفت.

یادم هست در سال 1994 بعد از اینکه مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور عراق اعلام شد، ما را به پاریس آوردند (من مسئول انتقال و حفاظت بودم) و هدف این بود که کار سیاسی را شروع کنیم و پایگاه را برای مسعود رجوی باز کنیم، او نتوانست. تی آنها هر کاری کردند و در سال 1997 در فرانسه به عراق بازگشتند. در پی این حادثه مسعود بلافاصله تیم های عملیاتی را برای جبران این شکست به ایران اعزام کرد. اما از آنجایی که ایران به اطلاعات سطح بالا دسترسی داشت، گروه های فردی به محض ورود دستگیر شدند. مسعود رجوی به خوبی می دانست که تیم عملیاتی به محض ورود به ایران مشخص می شود، اما افراد بیشتری را اعزام می کند. واقعیت این است که او قصد کشتن او را نداشت، بلکه قصد کشتن او را داشت. او می خواست این افراد را به محض ورود به ایران دستگیر و اعدام کند.

به طور مشخص به یاد دارم که بابا آنقدر خمپاره به امین تهران زد که توان جسمی نداشت، اما دوباره بیرون نیامدند و اصرار داشتند که این عملیات را ادامه دهند. این سازمان از اعضا خواست تا حد امکان افراد را بکشند، سپس نارنجک پرتاب کنند و سپس با خوردن سیانور خود را بکشند. آرش صامتی پور یکی از آن نجات یافتگانی بود که با وجود کمک نیروهای امنیتی نارنجک کشید و سیانور خورد و البته دستش را هم بریدند.

علت قتل ها اصلا قابل توجه نبود، اما سر و صدا قابل توجه بود. بزرگترین ضربه به رجوی در آن زمان تعلیق اعدام بود. یعنی نیروهای امنیتی ایران و قوه قضائیه هم متوجه شدند که این افراد نه برای کشته شدن به ایران می آیند، بلکه برای فرستادن برای کشته شدن به ایران می آیند.

سازمان منافقین در عراق پس از صدام نیز همین استراتژی را اجرا کرد. زمانی که قرارگاه اشرف تحویل داده شد، سازمان به عراق اطلاع داد که یک سوم شمال را به آن خواهد داد، اما در مقابل نیروهای عراقی نیز اعضا را بسیج کرد. عراقی ها گفتند آمده اند دستگیرت کنند و تحویل ایران بدهند. حتی گفتند اتوبوس های ایرانی منتظر هستند تا به اوین بروند تا به محض ورود به ایران اعدام شوند. در نتیجه حجم درگیری بین اعضای سازمان و نیروهای عراقی افزایش یافت و در نتیجه درگیری تلفاتی نیز به همراه داشت. این سازمان از کشتارها علیه دولت عراق استفاده کرد و از آنها به عنوان چهره اصلی در مجامع بین المللی عراق استفاده کرد. از طرفی با «شهید» خواندن اموات داخل، مغز بقیه اعضا را شست و شو دادند و با احساساتشان بازی کردند.

لازم به ذکر است که ناتوانی بدنی نیروها پس از سقوط صدام اغلب توسط قاتلان مزدوران غیروابسته به سازمان مجاهدین انجام می شد، اما مسئولیت تبلیغات وی همچنان بر عهده سازمان است. قتل و عملیات آزار و اذیت توسط عوامل آموزش دیده در کشورهای همسایه گزارش شده است، اما سوء استفاده و تبلیغات رسانه ای، کلیک و ارسال در شبکه های اجتماعی و تولید فیلم ها و عکس های جعلی بر عهده شبکه مجاهدین و عربستان سعودی است. ارتباط.

رد این جریان و کارکرد این «ارکستر آدمکشی، آدمکشی و تبلیغاتی» که نتیجه آن در عملیات فروغ جاویدان و اعدام های دهه شصت دیده شد، هنوز در مطبوعات غربی به وضوح قابل مشاهده است. شرکت تولیدی شبکه ها و سایت های فارسی زبان و شبکه های اجتماعی و طبق معمول مصرف کننده نهایی مقامات کشورهای دشمن هستند که این اطلاعات ساختگی و سازنده را در مجامع بین المللی بر خلاف منافع مردم ایران خرج می کنند.

در پایان اضافه می‌کنم که اگر کار من مشاوره شخصاً به سیا بود، بر این نوع دروغ‌گویی، سوءاستفاده‌ها و دروغ‌گویی‌ها تأکید می‌کنم، مخصوصاً با کمک نیروی تروریستی و معتبری مانند مجاهدین خلق، حتی اگر کمک کند. سناریوی علیه ایران کوتاه مدت اما در نهایت زیان آور خواهد بود، همان نیروها علیه ایران هم همینطور خواهند بود.

انتهای پیام/



Source link

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.